دخترطلای ماماندخترطلای مامان، تا این لحظه: 12 سال و 11 روز سن داره

برای تو که میدونم یه روزی میای...

برگ هفدهم

1392/8/25 12:59
نویسنده : BT
146 بازدید
اشتراک گذاری

سلام فرشته کوچولوی من .  

 دیروز اولین آمپولی که دکتر بهم داده بود رو زدم . و یک قدم دیگه به داشتنت نزدیکتر شدم .

 

عزیزم نمیدونم چند قدم دیگه مونده تا بهت برسم ، ولی کم کم خودتو آماده کن ، بازیگوشی دیگه بسه ، 

مامان عزمشو جزم کرده داره به همین زودیا میاد دم در بهشت دنبالت . 

موقع زدن آمپول امام حسین و حضرت ابوالفضل رو توی دلم صدا کردم praying،میدونی این ماه ، ماه این

عزیزانهست ، امیدوارم که این ماه نتیجه بگیرم .praying

 

فردا هم دوباره باید برم آمپول بزنم . فک میکنم تعداد آمپولا زیاده واسم ، میترسم کیست بشه ، واسه

همین امشب زنگ میزنم دکتر ببینم تعداد آمپولام درست هست یا نه .niniweblog.com فکر و خیال دست از سرم

برنمیداره مامان... واین استرس واسم سمه ...میخوام مثبت فکر کنم ولی نمیشه .

 

عزیزم دعا کن این ماه داروها خوب جواب بدهpraying ... دعا کن مامان اینقدر استرس نداشته باشه praying...

اینقدرفکر وخیال نکنه praying... دعا کن همه چیز خوب پیش بره گلمpraying ... خیلی محتاجم به دعاااااا prayingpraying


پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مادر جون
25 آبان 92 14:53
امیدت به خدا باشه عزیز دلم مرسی مادر جون عزیز
تارا
26 آبان 92 12:25
عزیز دلم انشالله این ماه حتماحتما حاجت میگیری هیچکس از درخونه امام حسین و اقاابوالفضل ناامیدبرنگشته ....منو بی خبرنذاری گلم التماس دعا.... مرسی دوست گلم ، انشالا هممون حاجت بگیریم .